خــانـــــوم خوشگله شــماره بـدم؟؟؟
خــانـوم خــوشـگِله برسونمت؟؟؟
خـوشـگـلـه چـن لحظه از وقتتو به مــــا میدی؟؟؟
ایـنها جملاتی بود که دخترک در طول مســیر خوابگاه تا دانشگاه می شنید!
بیچــاره اصــلا” اهل این حرفـــــها نبود…
این قضیه به شـــدت آزارش می داد تا جایی که چند بار تصـــمیم گرفت بی خیــال درس و مــدرک شود وبه محـــل زندگیش بازگردد.
به امامزاده ی نزدیک دانشگاه رفت
شـاید می خواست گـــلــه کند از وضعیت آن شهرِ لعنتی دخترک وارد حیاط امامزاده شد…
خسته…
انگار فقط آمده بود گریه کند…دردش گفتنی نبود….!!!
رفت و از روی آویز چادری برداشت و سر کرد…وارد حرم شد و کنار ضریح نشست.
زیر لب چیزی می گفت انگار!!!
خـدایـا کـمکـم کـن…
به گزارش رهیافتگان (پایگاه جامع مبلغین و تازه مسلمانان ) :
امیر حاج امینی از جمله دلاورمردان عرصه دفاع مقدس است.
وی در عملیات کربلای ۵ و در شلمچه،جنوب کانال پرورش ماهی در تاریخ ۱۰ اسفند ماه ۱۳۶۵ به شهادت رسید.
دو عکس از شهید امیر حاج امینی بیسیمچی گردان انصار از لشگر۲۷ محمد رسول الله (ص)است،
که توسط آقای احسان رجبی به ثبت رسیده است.
این دو عکس ازجمله تاثیرگذارترین عکسهای گرفته شده از شهدای دفاع مقدس است.
نقل قولی از برادر شهید:
روزی سر مزار امیر نشسته بودم دیدم جوانی با ظاهری حزباللهی مانند کنار من آمد و گفت:
«شما با این شهید نسبتی دارید؟!»
گفتم: «من برادرش هستم»،
او گفت: «حقیقتش من از اول مسلمان نبودم اما بنا به دلایلی
به اجبار و به ظاهر مسلمان شدم اما قلباً مسلمان نشده بودم
تا اینکه برحسب اتفاق عکس برادر شما را دیدم،
وقتی عکس را دیدم حال عجیبی به من دست داد. انگار این عکس با من حرف میزد،
پس از آن قلباً به اسلام روی آوردم و الآن مدتی است که هر پنجشنبه به اینجا می آیم.»-بهشت زهرا/ قطعه۲۹٫
وصیت نامه شهید امیر حاج امینی:
سلام بر خدا و شهیدان خدا و بندگان پاک و مخلص او.
بعد از مدتها کشمکش درونی که هنوز هم آزارم میدهد،
برای رهایی از این زجر، به این نتیجه رسیدهام و آن در این جمله خلاصه میشود: ” خدایا! عاشقم کن.”
از این که بنده بد و گنه کار خدایم، سخت شرمنده ام و وقتی یاد گناهانم می افتم،
آرزوی مرگ می کنم؛ ولی باز چاره ام نمی شود.
به راستی که (ان الانسان لفی خسر) هیچ برگ برنده ای ندارم که رو کنم؛
جز این که دلم را به دو چیز خوش کرده ام؛
یکی این که با این همه گناه، دوباره مرا به سرزمین پاک و اخلاص و صفا و محبت باز گرداند؛
پس لابد دوستم دارد و سر به سرم می گذارد؛ هر چند که چشم دلم کور است
و نمی بینم و احساسش نمی کنم؛ اگر چنین نبود، پس چرا مرا به این جا آورد؟
دوم این که قلبی رئوف و مهربان دارم و با همه بدی هایم، بسیار دلسوزم.
لحظه ای حاضر به تحمل هر گونه رنجی می شوم؛ بله به این دو چیز دلم را خوش کرده ام.
پس ای پروردگار من! اگر دوستم داری که مرا به این جا آورده ای،
پس مرا به آرزویم که… برسان و یا به این خاطر که نمی توانم باعث رنجش کسی شوم،
پس بیا و مرا مرنجان و خشنودم کن و مرا با خودت… .
دنیا برای ضعیف نفسان، یک گرداب هلاکت است. اگر لحظه ای به خودمان واگذارده شویم،
وای بر ما که دیگر نابودیمان حتمی است. خوشا آن کس که به یاری او، در این گرداب هلاک گردد.
ای حسین!
ای مظلوم کربلا!
ای شفیع لبیک گویان! ندای هل من ناصرت را من نیز لبیک گفتم (به خواست او)
شفاعتم کن و مگذار در این گرداب هلاکت هلاک گردم و ای خدا… .
بسیار بد و ضعیفم و در مقابل گناه، یارای مقاومت ندارم؛
زیرا هنوز نشناختمت و حتی در راه شناختت نیز زحمت نکشیده ام؛
زیرا ضعیف و پایبند به این دنیایم و نمی توانم از خوشی ها و آسایش های محض و پوشالی این دنیا دل بکنم
و در راه شناختت سختی کشم؛ سختی ای که پر از شیرینی و لذت است؛
ولی افسوس که این سختی و حلاوت نصیبم نمی گردد.
خالقا! تو را به خودت قسم، تو را به پیامبران و امامان زجر کشیده و معصومت قسم، بسیار عاشقم کن.
اگر چنین کنی که از دریای رحمت و کرامتت چیزی کاسته نمی شود و زیانی به تو نمی رسد.
همه آرزویم این است که ببینم از تو رویی
چه زیان تو را که من هم، برسم به آرزویی
اگر چنین کنی، دیگر هیچ نخواهم؛ چون همه چیز دارم.
می دانم اگر چنین کنی، از این بند، رهایی یافته و دیگر به سویت پر…
خدایا! دل شکسته و مهربانم را مرنجان.
تو خود گفتی که به دل شکستگان نزدیکم؛ من نیز دل شکسته دارم.
ای کسانی که این نوشته را یا بهتر بگویم این سوز دلم و این درد دل نمی دانم چه بگویم
این تجربه تلخ و یا این وصیت نامه یا این پیام و یا در اصل این خواهش و تقاضای عاجزانه را می خوانید،
اگر من به آرزویم رسیدم و دل از این دنیا کندم،
بدانید که نالایق ترین بنده ها هم می توانند به خواست او به بالاترین درجات دست یابند؛
البته در این امر شکی نیست؛ ولی بار دیگر به عینه دیده اید که یک بنده گنه کار خدا به آرزویش رسیده است.
یا رب زِ کرم، بر من درویش نگر
هر چند نیَم لایق بخشایش تو
بر حال من خسته دل ریش نگر
حال که به عینه دیدید، شما را به خدا قسم، عاجزانه التماس و استدعا می کنم
بیایید و به خاکش بیفتید؛ زار زار گریه کنید و امیدوار به بخشایش و کرمش باشید
و با او آشتی کنید؛ زیرا بیش از حد مهربان و بخشنده است.
فقط کافی است یک بار از ته دل صدایش کنید؛ دیگر مال خودتان نیستید و مال او می شوید؛
دیگر هر چه می کند، او می کند و هر کجا می برد، او می برد؛
ولی در این راه، آماده و حاضر به تقبل هر گونه سختی و رنج، همانند مظلوم کربلا حسین و پیامدار او زینب باشید؛
هر چند که سختی و رنج های ما در مقایسه با آنها نمی تواند قطره ای در مقابل دریا باشد.
بله، خداگونه شدن، مشقات و مصائب دارد….
شنبه ۷/۴/۶۵
ساعت ۵ بعدازظهر
بنده مخلص و گنهکار، امیر حاج امینی
بانو!
دستانت بوی نجابت می گیرند،
وقتی
.
.
.
در انبوه نگاه نامحرمان،
مرتب میکنی “چادرت” را . . .
“سیاهِ ساده سنگینت را . . .”
خواهرم هروقت خواستی ار خونه بری بیرون حتما این موارد را چک کن
و حاضر بزن بعد بیرون برو:
نجابت : حاضر√
حیا : حاضر√
پاکدامنی : حاضر√
غرور : حاضر√
چادر : ؟
چادر : ؟
چادرم میگه:
اگرهمگی حاضرن منم هستم وگرنه دوره من یکیو خط بکش ک آبرو
دارم!
چه کنم چادراست دیگر!
بدون حیا جایی باکسی نمیره …
اختصاصی: گروه فرهنگی وب سایت بزرگ شبهاے تنهایے
امیدواریم این شعار در عمل تحقّق پیدا کند و هر دو کفّهی این شعار، یعنی ملّت عزیزمان، ملّت بزرگمان، ملّت با همّت و با شجاعتمان، ملّت بصیر و دانایمان، و همچنین دولت خدمتگزار بتوانند به این شعار به معنای حقیقی کلمه عمل بکنند و آثار و نتایج آن را ببینند.


ببینید؛ خدا چند گناه را نمی بخشد:
1- عمدا نماز نخواندن.
2- به ناحق آدم کشتن.3
- عقوق والدین.4
- آبرو بردن.
به گزارش جهان، استاد فاطمی نیا در جلسهای با ذکر چند نکته اخلاقی و عرفانی فرمود: خدمت آیت الله بهاالدینی رسیدم. گفتم آقا راز مقام و رتبه سید سکوت چه بود؟ آقا دست بالا آورد و اشاره به دهان کرد. خدا شاهد است الان مردم خیلی دست کم گرفتهاند آبرو بردن را.
ببینید؛ خدا چند گناه را نمیبخشد:
1-عمدا نماز نخواندن.
2- به ناحق آدم کشتن.
3- عقوق والدین.
4- آبرو بردن.
این گناهان اینقدر نحس هستند که صاحبانشان گاهی موفق به توبه نمیشوند. پسر یکی از بزرگان علما که در زمان خودش استادالعلما بود، برای من تعریف میکرد: «به پدرم گفتم پدر تو دریای علم هستی. اگر بنا باشد یک نصیحت به من بکنی چه میگویی؟ میگفت پدرم سرش را انداخت پایین. بعد سرش را بالا آورد و گفت آبروی کسی را نبر!» الان در زمان ما هیئتیها، مسجدیها و مقدسها آبرو میبرند.
عزیز من اسلام میخواهد آبروی فرد حفظ شود. شما با این مشکل داری؟ دقت کنید که بعضیها با زبانشان میروند جهنم.
روایت داریم که میفرماید اغلب جهنمیها، جهنمی زبان هستند. فکر نکنید همه شراب میخورند و از دیوار مردم بالا میروند. یک مشت مومن مقدس را میآورند جهنم. ای آقا تو که همیشه هیأت بودی! مسجد بودی! بله. توی صفوف جماعت می نشینند آبرو میبرند.
امیرالمومنین به حارث همدانی میفرماید: اگر هر چه را که میشنوی بگویی؛ دروغگو هستی.
گناهکار چند نوع است: عدهای گناه میکنند، بعد ناراحت و پشیمان میشوند؛ سوزوگداز دارند؛ توبه میکنند و هرگز فکر نمیکنند که روزی این توبه را بشکنند؛ اما دوباره میشکنند. دوباره، سه باره، ده باره. در حدیث داریم که این اگر در تمام توبه شکستن ها سوز و گداز واقعی داشته باشد، در نهایت بر شیطان پیروز میشود.
روزگاری در سرزمینـم یــواشڪی ساڪشان را می بستنــد ،
یواشـکی شناسنـامه هایشان را دست ڪاری میڪردنــد تا با زیـاد ڪردن سنشان بـه جبــهه برونــد ،
در جبـهه یـواشڪی سنــگر را ترڪ می ڪردنــد بــرای نمـاز شب و یواشڪی وُ گمنــام , شهیــد می شدنــد!
ولی امروز. . .
و امـروز یـواشڪی در افـڪار مـان نـفـوذ ڪردنـد، یواشڪی روشنـفـڪر نـمـایمان ڪردند،
یـواشڪی مـرا بـی غـیـرت و تـو را بـی حـجـاب ڪردنـد،
و امـروز تـو چـه بـا غـرور روسـری از سـر بـرمـیـداری و حـراج مـیـڪنی زیـبایـیـت را بـه اسـم آزادی
و مـن چـه با افـتـخار زیـرش ڪامـنـت مـی گـذارم: سـپـاس بـانـو !!!
پ ن : تمام این اتفاقات وُ کشف حجاب های مجازی مرا نا امید نمی کند ! میدانی چرا ؟
چون من هم یکی از دختران ایرانم ! و به حجابم افتخار میکنم ..
و به دخترانم هم عشق به حجاب را هدیه خواهم کرد !
به قول قرآن : رفت وُ آمد کافران در شهرهایتان شما را گول نزند :)
آن روز که معلم دینی سر کلاس گفت:
"امروز زنگ نماز کلاس بمانید از درس عقبیم!"
فهمیدم که ما واقعا چقدر از "درس" عقبیم...
از خیلی چیزها عقبیم...
کجا مانده ایم؟
![[تصویر: siUJfMb_500.jpg]](http://sabkebasij.loxblog.com/upload/s/sabkebasij/image/siUJfMb_500.jpg)
یک روز فهمید که من بسیجی هستم.
جلوی جمع برگشت گفت: شنیده ام توهم چماق بدستی؟
گفتم بله چماق بدستم. زمان دفاع مقدس که امثال تو
سوراخ موش اجاره می کردند،
چماقمان را برداشتیم. و به شکل اسلحه در آوردیم و
برای شماها سینه سپر کردیم.
بعد از دفاع که شما ها دنبال عشق و حالتان بودید چماقمان را دست گرفتیم.
و شکل کلنگ در آوردیم و شروع به آبادانی کشور
و ساختن سد ها و جاده ها و نیروگاه ها کردیم.
روزگاری در سرزمینـم یــواشڪی ساڪشان را می بستنــد ،
یواشـکی شناسنـامه هایشان را دست ڪاری میڪردنــد تا با زیـاد ڪردن سنشان بـه جبــهه برونــد ،
در جبـهه یـواشڪی سنــگر را ترڪ می ڪردنــد بــرای نمـاز شب و یواشڪی وُ گمنــام , شهیــد می شدنــد!
ولی امروز. . .
و امـروز یـواشڪی در افـڪار مـان نـفـوذ ڪردنـد، یواشڪی روشنـفـڪر نـمـایمان ڪردند،
یـواشڪی مـرا بـی غـیـرت و تـو را بـی حـجـاب ڪردنـد،
و امـروز تـو چـه بـا غـرور روسـری از سـر بـرمـیـداری و حـراج مـیـڪنی زیـبایـیـت را بـه اسـم آزادی
و مـن چـه با افـتـخار زیـرش ڪامـنـت مـی گـذارم: سـپـاس بـانـو !!!
پ ن : تمام این اتفاقات وُ کشف حجاب های مجازی مرا نا امید نمی کند ! میدانی چرا ؟
چون من هم یکی از دختران ایرانم ! و به حجابم افتخار میکنم ..
و به دخترانم هم عشق به حجاب را هدیه خواهم کرد !
به قول قرآن : رفت وُ آمد کافران در شهرهایتان شما را گول نزند :)
پیامبر اکرم(ص)فرمودند…
نگه داشتن وحفظ دین و ایمان در آخرالزمان همانند..
نگه داشتن ذغال گداخته در کف دست است..
پیامبر اعظم(ٌص)فرمودند..
در آخرالزمان کارهای زشت بعنوان کارهای خوب توجیه میشوند..!
و زنان موی سر خودشان را همانند کوهان شتر زینت میدهند..!
دوران آخرالزمان دورانی است که..!
بعضی از آقایون دوست دارند خودشان را شبیه خانوم ها آرایش کنند.!
واي از اون روزي كه سي دي زندگيمون
رو بذارن تو دستامون و بگن برو نگاه كن
خدایا میشه بعضی از قسمتاشو پاک کنم؟
آخرالزمان... جون مادرت تا آخرش بخون
:
:
دختران در آخر الزمان
در آخر الزمان پسران خود را مانند دختران ودختران خود را همانند پسران می نمایند
دختران خود فروشی می کنند
پیامبر اعظم(ٌص)فرمودند..
در آخرالزمان کارهای زشت بعنوان کارهای خوب توجیه میشوند..!
و زنان موی سر خودشان را همانند کوهان شتر زینت میدهند..!
و اگر کسی بخواهد جلوی حرام خود را بگیرد یا نهی از منکر کند.!
بدجوری او را مورد عنایت قرار میدهند!!! آن هم چه عنایتی..!!!
پیامبر اکرم(ص)فرمودند…
نگه داشتن وحفظ دین و ایمان در آخرالزمان همانند..
نگه داشتن گلوله ی آتش در دست است..
امـــــروزه..!!در زمانی به سر میبریم که..!!
اگه یک مادر نـجـیـبـی به دختر کوچیـــکش روسری بستن را یاد میدهد..
بعـــضی ها به این مادر نـجـیـب تیکه می اندازند و میگوید..!؟!
.
مــگر میخواهی با این روسری بستن دخترت رو خــفــه کنی..!!
ولـــش کن..!!هنوز بچه است و چیزی نمی فهمه..!!
امـــــــــــــا…!!
اگر مادری دخترش را از کوچیکی آرایش بکنه و مثل عروسک..
به همه نشونش بده..!!همه به این مـــادر میگن..!!
چه مادر با کلاسی!چه مادر با سلیقه ی!که اینگونه دخترش رو بزک میکنه.
خواسـتم به این اشخاص با کلاس بگم که اگر شیــعه هستید شک نکنید…
همه این مســـائل را امــــام عصر(عج) دیـــده است..!!
.
شرمنده ام مولا جان که در این دوره زمونه در میان محبانت چقدر..
غــــــریــــــبــــــی..!!
بخدا من دیگه حرفی ندارم!فقط میتونم بگم مولا جان شرمنده.زود بیا

ترجیح نماز بر امتحان
آقا سید محسن جَبَل عامِلی از علمای بزرگ شیعه است، نوادهی برادر مرحوم آقا سید جواد، صاحب مفتاح الكرامة است. ایشان در دمشق مدرسهای تأسیس كردهاند كه دانشآموزان شیعه در آن مدرسه تحت نظر آن جناب تحصیل میكنند حاج سید احمد مصطفوی كه یكی از تُجار قم است، گفت من از خود سید محسن اَمین شنیدم كه میگفت یكی از تربیت یافتگان مدرسهی ما برای تحصیل علم به آمریكا مسافرت كرد از آنجا نامهای برای من نوشت به این مضمون كه: چند روز پیش شاگردان مدرسهی ما را امتحان میكردند من هم برای امتحان رفتم.
مدتی نشستم تا نوبت به من رسید، بسیار طول كشید تا اینكه وقت دیر شد، دیدم اگر بنشینم نمازم فوت میشود، از جا حركت كردم كه بروم نماز بخوانم، آنهایی كه در آنجا بودند پرسیدند كجا میروی؟ چیزی نمانده كه نوبت تو برسد. گفتم من یك تكلیف دینی دارم وقتش میگذرد. گفتند امتحان هم وقتش میگذرد، اگر این جلسه برگزار شد، دیگر جلسهای تشكیل نخواهند داد و برای خاطر تو هرگز هیئت ممتحنه جلسهی خصوصی تشكیل نمیدهند. گفتم هر چه بادا باد. من از تكلیف دینی خود صرف نظر نمیكنم. بالأخره رفتم.
از قضاء هیئت ممتحنه متوجه شده بودند كه من به اندازهی اداء یك وظیفهی دینی غیبت نمودهام انصاف داده، اظهار كرده بودند كه چون این شخص در وظیفهی خود جِدّی است، روا نیست كه او را مُعطّل بگذاریم. برای قدردانی از اینكه عمل به وظیفه نموده باید جلسهای خصوصی برایش تشكیل دهیم. این بود كه جلسهی دیگری تشكیل دادند، من حاضر شدم و امتحان دادم. آقای سید محسن امین پس از نقل داستان فرمود من در مدرسه چنین شاگردانی تربیت كردهام كه اگر به دریا بیفتند دامنشان تَر نمیشود.
خیلــــی ها را صـــدا میزنند
امـّـا
تنها عده ای میشنوند !
گام به گام عملی و مستند
دوستی و انس با روح یک شهید
هممون میدونیم شهید زندست و به انقلابی که به ثمر رسونده, سر میزنه و مدام اونو از گزند خطرات و تهدیدات حفظ میکنه...
حالا تصور کنیم یا یکی از شهدا بتونیم رابطه دوستی - عاطفی برقرار کنیم....
فکر میکنین چه اتفاقی میفته !؟
روح شهید با روح شما رفیق و همراه میشه.
از فردا حضور شهید رو همیشه کنار خودتون احساس میکنید چون روح شما همیشه همراهتونه !
ولادت حضرت محمد مصطفی(ص) و امام جعفر صادق(ع)
تولد نور
حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله در عام الفیل ( سال 570 میلادی ) در ماه ربیع الاول دیده به جهان گشود.مورخان شیعه، ولادت پیامبر اکرم را در صبح جمعهی هفدهم ربیع الاول و اکثر علمای اهل سنت، در روز دوازدهم همان ماه میدانند.
امام صادق(ع) به نقل از سلمان فارسى فرمود:
پيامبر اكرم(ص)فرمود: خداوند متعال مرا از درخشندگى نور خودش آفريد نيز امام صادق(ع) فرمود: خداوند متعال خطاب به رسول اكرم(ص)فرمود: «اى محمد! قبل از اين كه آسمانها، زمين، عرش و دريا راخلق كنم. نور تو و على را آفريدم...».
ثقه الاسلام كلينى(ره) مى نويسد: امام صادق(ع) فرمود:
«هنگام ولادت حضرت رسول اكرم(ص) فاطمه بنت اسد نزد آمنه (مادر گرامى پيامبر)بود. يكى از آن دو به ديگرى گفت: آيا مىبينى آنچه را منمىبينم؟ديگرى گفت: چه مىبينى؟ او گفت: اين نور ساطع كه ما بين مشرق ومغرب را فرا گرفته است! در همين حال، ابوطالب(ع) وارد شد و به آنها گفت:
چرا در شگفتيد؟ فاطمه بنت اسد ماجرا را به گفت. ابوطالب به اوگفت: مىخواهى بشارتى به تو بدهم؟ او گفت: آرى. ابو طالب گفت:از تو فرزندى به وجود خواهد آمد كه وصى اين نوزاد، خواهد بود
سیمای محمد(ص)
امام جعفر صادق(ع) فرمود: امام حسن(ع) از دائىاش، «هند بن ابىهاله» كه در توصيف چهره پيامبر(ص) مهارت داشت، در خواست نمود تا سيماى دل آراى خاتم پيامبران(ص) را براى وى توصيف نمايد. هند بن ابى هاله در پاسخ گفت:
«رسول خدا(ص) در ديده هابا عظمت مى نمود، در سينه ها مهابتش وجود داشت .قامتش رسا، مويشنه پيچيده و نه افتاده، رنگش سفيد و روشن، پيشانيش گشاده،ابروانش پرمو و كمانى و از هم گشاده، در وسط بينى برآمدگى داشت، ريشش انبوه، سياهى چشمش شديد، گونه هايش نرم و كم گوشت.دندان هايش باريك و اندامش معتدل بود. آن حضرت هنگام راه رفتن با وقار حركت مىكرد. وقتى به چيزى توجه مىكرد به طور عميق به آن مى نگريست، به مردم خيره نمىشد، به هر كس مى رسيد سلام مى كرد، همواره هادى و راهنماى مردم بود.
حواست باشد....
داریم جایی "زنـدگـــی" میکنیم کـه:
هَرزگی "مـُـــــد" اســت (!)
بی آبرویــی "کلاس" اســـت (!)
مَســـــتی دود "تَفـــریــح" اســـت (!)
رابطه با نامحرم "روشــن فکــری" اســت (!)
گــُـرگ بــودن رَمـــز "مُوفقیت" اســـت (!)
بی فرهنگی "فرهنگ" است(!)
روز نهم دی روز حضور گسترده مردم ایران در دفاع از کیان ولایت و خروشی در جهت پاسداشت امامت ائمه هدا علیهمالسلام بود؛ چرا که مردم جسارتِ خائنین را به عاشورا و امام حسین دیده و مظلومیت ولی امر خود را ماهها شاهد بودند.
باید توجه داشت این حرکت عظیم یک روزه و یک ماهه و یک ساله شکل نگرفت بلکه زیر بنیادهای آن در خون و جان مردم ایران وجود داشت که چنین خروشی صورت گرفت که در این مقال به بیان یکی از زیر بنیادهای اصلی این حرکت میپردازم:
از ماموریت که برگشت خوشحال بود
پرسید: فرمانده، گمراه کردن اینها چه فایده ای دارد؟
ابلیس جواب داد: امام اینها که بیاید عمر ما تمام میشود اینها را که غافل کنیم امامشان دیرتر می آید
با کنجکاوی پرسید: این هفته پرونده ها چطور بود؟
ابلیس نگاهی انداخت و گفت: مگر صدای گریه امامشان را نمیشنوی....
بررسی شاخصهی سبك زندگی بسیجی از دیدگاه امام و رهبر معظم انقلاب اسلامی
حوادث پر التهاب ماههای ابتدایی شكلگیری انقلاب اسلامی، ضرورت بسیج همگانی ملت برای دفاع از امنیت كشور در برابر ناآرامیهای ایجاد شده توسط دشمنان انقلاب را ایجاد كرده بود. در این میان، ماجرای تسخیر لانهی جاسوسی توسط دانشجویان پیرو خط امام و آشكار شدن تبدیل این سفارتخانه به پایگاهی برای جاسوسی و توطئهافكنی برضد نظام جمهوری اسلامی، انقلاب اسلامی را در شرایط ویژهی «رویارویی مستقیم با آمریكا» قرار داد. تهدید آمریكاییها برای حملهی نظامی به قصد آزادی جاسوسان، دغدغهای بود كه ضرورت وجود نیروی منسجم، آموزش دیده، نظامی، انقلابی و مردمی برای دفاع همه جانبه از انقلاب اسلامی را بیش از گذشته، فراهم آورد. در چنین شرایطی بسیج مستضعفین به فرمان حضرت امام خمینی(ره)، در 5 آذر 1358 صادر گردید. حضرت امام در همان ایام در دیدار با جمعی از پاسداران، دربارهی ضرورت دفاع از كشور فرمودند:
«مملكت اسلامى باید همهاش نظامى باشد. تعلیمات نظامى داشته باشد ... یك مملكت بعد از یك چند سالى بشود یك كشورى با 20 میلیون جوان كه دارد 20 میلیون تفنگدار داشته باشد. 20 میلیون ارتش داشته باشد و این یك هم چه مملكتى آسیب بردار نیست.»[1]
مقام معظم رهبري:
بسيج در واقع آن پوششى است، آن قالبى است كه بهترين جوانان اين كشور براى رسيدن به آرمانهاى بلند اين ملت بزرگ، ميتوانند در زير اين پوشش گرد هم بيايند و جمع بشوند. بسيج، پير و جوان و زن و مرد و اين قشر و آن قشر نميشناسد. هر كدام از ما آن روزى كه به معناى حقيقى كلمه بتوانيم خود را بسيجى بدانيم، بايد افتخار كنيم؛ و افتخار ميكنيم.
سبک زندگی در رشته مطالعات فرهنگی به مجموعه رفتارها، مدلها و الگوهای کنشهای هر فرد اطلاق می شود که معطوف به ابعاد هنجاری، رفتاری و معنایی زندگی اجتماعی او باشد و نشاندهنده کم و کیف نظام باورها و کنشها و واکنشهای فرد و جامعه میباشد. به عبارتی سبک زندگی دلالت بر ماهیت و محتوای روابط، تعاملات و کنشهای اشخاص و آحاد مردم در هر جامعه دارد.
مؤلفههای هویتبخش سبک زندگی و تفکر بسیجی:
ایمان عمیق؛
تلاش مخلصانه؛
هشیاری در شناخت دشمن؛
گذشت و ایثار در برابر دوست؛
ایستادگی و مقاومت شجاعانه و خستگیناپذیر ...
»و این است آن حقیقت والایی که امام بزرگوار ما به خاطر آن، بسیجی بودن را افتخار خود میدانست.»
روشنبینی؛
حرکت منطقی و خردمندانه؛
… در جنگ نرم و جنگ روانی – که جنگ روانی یکی از بخشهای جنگ نرم است – هدف دشمن این است که محاسبات طرف مقابل را عوض کند. … در مقابل این، افسر جنگ نرم باید مقاومت کند. چگونه مقاومت کند؟
معرفتهاتان را بالا ببرید. عزیزان من! سقف معرفت خودتان را، سایتهای سیاسی و اوراق روزنامهها و پرسه زدن در سایتهای گوناگون قرار ندهید؛ سقف معرفت شما اینها نیست. سطح معرفت را بالا ببرید. با قرآن، با نوشتجات مرحوم شهید مطهری، با نوشتجات فضلای بزرگی که خوشبختانه امروز در حوزههای علمیه حضور دارند، آشنا شوید. امروز فضلای جوانی در حوزههای علمیه هستند که میتوانند در این قسمت به مجموعهی جوانهای دانشگاهی یاری بدهند؛ کمااینکه کارهای خوبی هم دارد انجام میگیرد. سطح معرفت دینی بالا برود؛ این یکی از کارهاست که حتماً لازم است. به نظر من آن کاری که مهم است انجام بگیرد، مطالعات اسلامی است…
مشاهده متن کامل در اینجا
پیش نمایش طرح (کلیک کنید)
دریافت سایز اصلی : DOWNLOAD
پی نوشت: مطلب و توصیه ی مهمی بود که متاسفانه کمتر مانور داده شده روی آن. چه خوب که کمی از وب گردی ها بکاهیم و با یک برنامه ی مطالعاتی مناسب شروع به مطالعه کنیم. پیشنهاد بنده برای شروع در پیش گرفتن سیر مطالعاتی کتب شهید مطهری (ره) هست.
رهبر انقلاب:
پرداختن به مسئله ى تکفیر، چیزى است که بر علماى دنیاى اسلام و زبدگان و فرزانگان دنیاى اسلام تحمیل شده است؛ این را دشمن به صورت مشکل دست ساز وارد دنیاى اسلام کرده است و ناچاریم به آن بپردازیم، لکن مسئله ى اصلى، مسئله ى رژیم صهیونیستى است؛ مسئله ى اصلى، مسئله ى قدس است.
شوق زيارت امام حسين(ع)، همواره در دل و جان دوستداران آن حضرت شوري عظيم برپا مي کند و همين اشتياق وصف ناپذير سبب مي شود، هر سال، در روز اربعين شهادت امام حسين(ع)، کربلا به ميعادگاه ميليون ها عاشق و شيفته حضرت و مکتب انسان ساز ايشان تبديل شود.
عاشقاني که خود را از راه دور و نزديک براي کسب فضايلي که اهل بيت(ع) در تبيين اهميت کم نظير زيارت امام حسين(ع) بيان کرده اند، به کربلا مي رسانند.
اما زيارت حضرت سيدالشهداء(ع) محدود به زمان و مکان خاصي نيست.
پس خوشا به حال آنانی که در این ایام حسینی می شوند و با قفله عشق همراه می شوند...
و بالاتر ؛
خوشا به حال آنانی که حسینی می مانند و با انتخاب راه سید الشهدا(ع) ادامه اش می دهند ...
حوادث پر التهاب ماههای ابتدایی شکلگیری انقلاب اسلامی، ضرورت بسیج همگانی ملت برای دفاع از امنیت کشور در برابر ناآرامیهای ایجاد شده توسط دشمنان انقلاب را ایجاد کرده بود. در این میان، ماجرای تسخیر لانهی جاسوسی توسط دانشجویان پیرو خط امام و آشکار شدن تبدیل این سفارتخانه به پایگاهی برای جاسوسی و توطئهافکنی برضد نظام جمهوری اسلامی، انقلاب اسلامی را در شرایط ویژهی «رویارویی مستقیم با آمریکا» قرار داد. تهدید آمریکاییها برای حملهی نظامی به قصد آزادی جاسوسان، دغدغهای بود که ضرورت وجود نیروی منسجم، آموزش دیده، نظامی، انقلابی و مردمی برای دفاع همه جانبه از انقلاب اسلامی را بیش از گذشته، فراهم آورد. در چنین شرایطی بسیج مستضعفین به فرمان حضرت امام خمینی(ره)، در 5 آذر 1358 صادر گردید. حضرت امام در همان ایام در دیدار با جمعی از پاسداران، دربارهی ضرورت دفاع از کشور فرمودند:
سلام ، راستش من که سنم به اون موقع ها قد نمیده ، که بدونم بچه ها توی جبهه شب یلدا میگرفتن یا نه ؟ اما به نظر من فکر کنم اونا هم شب یلدا داشتن ، البته بجای هندوانه ، مین هندوانه ای داشتن به جای انار ، بمب اناری داشتن ، بجای آجیل ، گلوله و خمپاره داشتن ، بجای سرگرمی ، ذکر و یاد خدا داشتن ، بجای صحبت کردن ، خشم شب داشتن ، بجای ..... و خیلی چیزای دیگه ، بیاین امشب را مثل شهدا صبح کنیم ، مثل اونموقع که بچه ها تا صبح ذکر خدا میگفتن و نماز شب میخوندن ، تا صبح طلب مغفرت میکردن واشک میریختن...
برای شادی روح شهدا و امام شهدا صلوات
قدم، قدم، قدم ...
این جا فقط قدم هاست که به عشق شما بر زمین می نشینند و بلند می شوند، خاک را زیر پا می سایند و به پیش می روند ...
قدم، قدم ...
تا رسیدن به شما، به عشق شما...
مثل زینب سلام الله علیها در روزهای نزدیک به اربعین...
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم میفرمایند: « مَن سَنَّ سُنَّهً حَسَنهً کانَ لهُ أجرُ مَن عَمِلَ بِها مِن غَیرِ أن یَنقُصَ مِن أَجُورِهم شَیءٌ » (اصول کافی، ج 5، ص 9)
« هر کس سنت نیک و پسندیدهای را بنا کند، پاداش هر کسی که به آن عمل کند را دارد بیآنکه از پاداش عمل کنندگان به آن سنت حسنه چیزی کم شود »
پ ن : ارباب همه دراند به پابوسی تو می آیند طبق معمول من بی سر و پا جا ماندم
امام علی علیه السلام: «مجاهدی كه در راه خدا به شهادت رسیده باشد، پاداشش بیشتر از كسی نیست كه بتواند گناه كند و پاكدامنی ورزد».
و اینک اربعین، سالروز نمایش اوج شور و شعور حسینی پس از چهل روز صبر و استقامت زینبی ...
بیستم صفر از زمانی که جابر انصاری به کربلا مشرف شد تا به امروز که سیل چند میلیونی زائران سیدالشهدا پیاده و دوان دوان به کربلا می آیند،جلوه ای یگانه در هستی داشته ؛
و کیست که نداند این جلوه به وجود حسین (ع) گره خورده است ...
صلی الله علیک یا اباعبدالله ... صلی الله علیک و علی اولادک و علی اصحابک ...
.: Weblog Themes By Pichak :.